علی حاتمی یکی از سینما گران و فیلم نامه نویسان برجسته ی تاریخ سی ساله ی ایران است . از مهم ترین فیلم نامه های او به هزار دستان و دل شدگان و مادر و کمال الملک و جهان پهلوان تختی میتوان اشاره کرد . انچه میخوانید بخش پایانی فیلم نامه ی کمال الملک است که بعد ها به کارگردانی حاتمی بر پرده ی سینما رفت .

محمد غفاری مشهور به کمال الملک بزرگ ترین نقاش قرن اخیر ایران و صاحب اثار ارزشمندی چون تابلو های تالار اینه و زرگر بغدادی و شاگردش و میدان کربلا و یهودی فالگیر بغدادی است . این هنر مند بزرگوار و انسان با فضیلت حوادث دوران حکومت پنج پادشاه از ناصر الدین شاه تا رضا خان را دیده است .

علی حاتمی در فیلم نامه ی کمال الملک ازادگی و بی پروایی او را در مقابل استبداد رضا خان و تملق درباریان به خوبی به تصویر کشیده است

کاخ گلستان

کمال الملک در کنار تدین در حضور رضا خان در کاخ هستند .

تدین. اعلی حضرتا استاد کمال الملک حسب الامر احضار و الساعه شرف یاب حضور مبارک اند . استاد استد عای دست بوسی دارند .

رضا خان . ما سرمون از پشت هم چشم داره سردی استاد از نفسش پیداست . پیر شدی استاد .

کمال الملک . به اندازه ی عمرم .

رضا خان . از زیادی عمر ملولی؟

کما ل الملک . ملول از روزگارم .

رضا خان . استاد این چه سماجتیه که اهل هنر دارند در نبوسیدن دست قدرت ؟ تکبر نیست ؟

کمال الملک . عوالم انها جداست .

رضا خان . حسد هم نیست ؟

کمال الملک . خلقا درویش اند .

رضا خان . یک جور جلب نظره .

تدین . حیات این جماعت در بذل توجه و مرگشان در بی اعتناییه .

رضا خان . پیر و جوان طفلین از خود راضی خیال میکنین خدا چیزی بیشتر به شما داده .

کمال الملک . در خانه هم بچه های شیرین بیشتر مورد عنایت پدر هستند .

رضا خان . بعید از ما قدرت مداران هفت خطه که تو این بازی قهر و اشتی کوتاه بیایم .امروز تو این مملکت امر امر ماست . مجلس و ادعیه و دولت تعارفه . میتونیم امر کنیم همین فردا ریز و درشتتون رو ببرن زراعت تا قدر عافیت رو بدونین و سر عقل بیاین .

تدین . اعلی حضرتا لطف عشق در جنونه  مروت شاهانه نیست خراب کردن اشیان این جماعت مجنون .

کمال الملک . مجنون برای دنیا بی ضرر تر ه تا جانی .

رضا خان . هر چی دل سنگ باشی نمی دونم چرا با این طایفه مهربونی . همین نذاشتن کلاه پهلوی سر خیلی ها رو بر باد داده . در این روزگار نو که ما کلاه پهلوی رو باب کردیم گذاشتن این کلاه دمده ی سر بر باد ده چه معنا داره ؟

تدین . اعلی حضرتا کباب یخ کرد از دهن میفته .

رضا خان مشغول خوردن کباب میشود . تدین لیوان دوغی برای او میریزد . کمال الملک نظاره گر این جریان است .

رضاخان . کباب بدون سیخ مزه ی کباب نداره هیچ کبابی هم کباب بازار نمیشه حتی کباب دربار . کبابو باهاس داغ داغ با سیخ به نیش کشید . استاد بکش به دندون .

کمال الملک . دندان کباب خوری ندارم خوراک من نان و ماسته . تدین  .استاد مدت هاست که به تجویز اطبا از گوشت پرهیز دارند .

رضا خان . طبیب جماعت حرف مفت زیاد میزنه . گوشت بخور جون بگیری شام رو وقت عصرونه بخور سبک ومقوی . وجود شما مردان نامی برای ایران نوین امروز لازمه . ممد حسن به این مرتیکه اشپز باشی بگو گوشتشو زیادی تو ماست و پیاز خوابوندی  خیلی نرم شده باب دندون شاه گربه های قاجاریه . پهلوی با دندون ببر کباب میخوره .

تدین . گوشت بشه به تنتون انشا الله

رضا خان . تو سر چهار تا شاه رو خوردی .

کمال الملک . در این عصر نو که اعلی حضرت اصول نوینی بنا میکنند حقا رسم تازه ای است که ملوک مددکار ملک الموت باشند .

رضا خان . خوشمزه س  ممد حسن .

تدین . گوشت شیشکه اعلی حضرت .

رضا خان . کباب رو نمیگم  حرف های استاد رو میگم . خوابی براش دیدم .

تدین . خیره  اعلی حضرت .

رضا خان . خیره و شرش رو استاد باید بگه .  

تدین . خیره انشا الله اعلی حضرت خواب یارات خجسته پیوسته نیکوست . نکته ای دیگر از خوش ذوقی خواب شاهانه که فقط افراد خوش منظر اجازه ی تشرف به خواب ملو کانه دارند نظیر استاد کمال الملک که در برازندگی قامت و سیما الحق رب النوع وجاهت اند و ادم های بی ریخت و بد قواره مثل جان نثار اجازه شرف یابی به خواب همایونی ندارند

رضا خان . این قدر مهمل گفت این مرتیکه که سر رشته ی امور از دستمون رفت .

تدین . عرض معذرت اعلی حضرت عرض تعظیم  عرض عبودیت .

رضا خان . امر میکنیم استاد صورتگر تمثالی نیم رخ از شمایل ما بسازه  مثل اتاتورک .

تدین . بسیار ابتکار بدیع و صناعت ظریفی است  اعلی حضرت .

کمال الملک .گذشت ایام به دست های صورتگر پیر رعشه اورده  توفیق خدمت گذاری ندارم .

رضا خان . برو گمشو ممد حسن میخوام در خلوت با استاد دو تا کلمه حرف بزنم .

تدین از سالن خارج میشود .

رضا خان . اخطار میکنم قبل از جواب فکر عاقبت کارت باشی . پهلوی عادت به شنیدن نه نداره . حالا امر میکنیم استاد یک بله قربان شیرین بگه .

کمال الملک بی توجه به طرف در میرود . رضا خان فریاد میکشد .

رضا خان . کی به تو اجازه مرخصی داد ؟

کمال الملک از تالار خارج میشود .

رضا خان . بد اتیشی به جون خودت زدی

کمال الملک و تدین در اتاق کنار تالار نشسته اند .

تدین . اگر قضیه رعشه ی دست صحت داشته باشه در این موقعیت شاه فرموده  مجرب ترین اطبا داخل یا خارج از کشور به هزینه دولت احضار شوند و در سلامت دست استاد کوتاهی نخواهد شد .

کمال الملک . این رعشه  مصلحتی است

تدین . به خدا که حالا مصلحت نیست . خطر هر گونه پیشامد ناگوار در پیشه  تبعید  حبس  اعدام

کمال الملک . هر سه مورد امتیاز مخصوصی است که سلطنت به اهل هنر میدهد نشان حبس و تبعید را در سینه دارم . با حکم اعدام دیگر سر افرازمان میفرماید . گر چه این بر حق دل کسب این منصب را دارد . رضا خان گفت و گوی تدین و کمال الملک را از تالار میشنود و با عصبانیت مشغول قدم زدن در طول تالار است .

تدین . شما که با شاهان بیشتر مشهور بوده اید امر بر خلاف میل مبارکشان میسر نیست . شما که پرده ها از صورت شاه شهید ساخته اید یکی هم از این شاه زنده بسازید .

کمال الملک . ان روز ها من شاگرد مدرسه ساده بودم . ادم دربار و خبط و خطایم با خودم بود . امروز معلمم اشنای مردم مردمی که برای نقاش باشی خودشان حکایت ها سا خته اند . افسانه هایی به حق زیبا تر از پرده های من . اختیار با من نیست که بگویم بله برای اخذ این تصمیم باید شما همه ی محبان را یکی یکی حاضر کنید .

تدین . شما را به خدا استاد تو بگو تو این سی کرور گره گوری اصلا ما چه قدر ادم با سواد داریم ؟

کمال الملک . کار من نقاشی است همه ی ادم های با صفا سواد دیدن دارند . دست بر قضا بیشتر بیشتر عوام قصه ها را پرداخته اند .

تدین . بهانه دست حکومت ندین این حکم تعطیل مدرسه است . شما اسم مرسه را گذاشته اید وزارت صنایع مستظرفه که البته وزیری هم در کابینه نداره . مدرسه شما یک وزارتخانه ی من دراوردی غیر قانونیه که با بودجه ی مملکت معلوم نیست در اونجا چه تعلیمات نا صحیحی به جوانان داده میشه و اساس حکومت ما رو موسس مدرسه نادیده میگیره و به امر مطاع اعلی حضرت که باید گفت چه فرمان یزدان و چه فرمان شاه گردن نمیذاره . با این حال هنوز هم استادیه بله قربان نا قابل بگه به عرض میرسونم مدرسه دایر می شه . پهلوی از قماش شاهان قاجار نیست  پهلوی اهل من بمیرم و تو بمیری نیست گردن ادم رو میشکونه .

—    کما ل الملک . اگر به زور متوسل شید بعد از اتمام تابلو به خود مولا قسم دستم رو قطع میکنم .

—    رضا خان در بستر دراز کشیده

—    رضا خان . ممد حسن

—    تدین . اعلی حضرت .

—    رضا خان . شلاق .

—    تدیت . چی اعلی حضرت ؟

—    رضا خان . شلاق رو بده به من

—    تدین در کاخ مرمر در حضور رضا خان شماره تلفن مرکز را میگیرد .

—    تدین . الو مرکز .

—    صدا . بفرمایید

—    تدین . نظمیه رو بده .

—    تدین . الو نظمیه

—    صدا . امر بفرمایید . سر پاس مختاری از دربار .

—    صدا . درباره ی کمال الملک اعلی حضرت چه تصمیمی گرفته اند ؟

—    تدین گوشی را جلوی دهان رضا خان میگیرد.

—    تدین . امر بفرمایید اعلی حضرت

—    رضا خان . تبعیدش کنید .

—    صدا . به کجا ؟

—    تدین . عرض میکنند به کجا ؟

—    رضا خان . به یه خراب شده ای امر محرمانه است .

—    صدا . چه وقت ؟

—    تدین . عرض میکنن  کی؟

—    رضا خان . الساعه همه ی تابلو هاش رو بگیرین .

—    صدا . ببریم نظمیه ؟

—    تدین . عرض میکنن ببریم نظمیه ؟

—    رضا خان . نه بیارین کاخ تابلو های خودشو می خوام . بقیه مهم نیست . 

—    صدا . امر دیگه ای نیست ؟ —    رضا خان . فرمایشی نیست مرتیکه پر رو تابلو هاشو ور نداشت پیشکش کنه به شاه چه بهتر همه رو یک جا بالا میکشم

—    تدین . موقع استراحته اعلی حضرت .

—    در خرابه های یک دهکده کمال الملک مشغول کشیدن تابلو یی از یک پیر مرد روستایی است .

—    کمال الملک ارام به طرف منزلش راه می افتد و پس از گذشتن از کوچه باغ های ده بالا خره به منزل میرسد و بر سکوی جلوی خانه مینشیند . یار محمد از راه می رسد وارد خانه میشود و یک ظرف سیب برای استاد می اورد .

—    یار محمد . بفرمایید استاد  اب و هوای تبعید سیب رو هم رنجور میکنه .

—    استاد سیبی برمی دارد و بو می کند . یار محمد در حال بافتن قالی است و استاد نیز مشغول رنگ کردن تابلوی خود است . یار محمد قالیچه را پیش پای استاد می نهد و ان را پهن می کند .

—    یار محمد . استاد قالیچه به خواست خدا تموم شد عهد کرده بودم اگر زنده ماندم و قالیچه تمام شد با خاک شما تبرک بشه .

—    اقا قدم رنجه بفرمایید  گرچه این زیر پایی شان استادان هنر نیست .

—    کمال الملک به تابلوی خود و سپس به قالیچه نگاه می کند . تابلوی خود را از روی بوم بر میدارد و به زمین می گذارد و با اندوه فراوان به یار محمد می گوید 

—    کمال الملک . استاد تویی  هنر این فرشه  شاهکار این تابلوست دریغ همه ی عمر یک نظر به زیر پا نینداختم . هنر این ذوق گسترده است  شاهکار کار توست یار محمد  نه کار من .

—    توضیحات / 1 / کنایه از نیرنگ بازی است . توضیح ان که در گذشته جام شراب هفت خط داشته است و کسی که تا خط هفتم را می نوشید نشانگر توانایی خارق العاده او در این کار است .

—    2 / رضا خان پس از کشف حجاب به قصد یک دست کردن لباس مردم دستور داد تا مردان به جای کلاه سنتی نوعی کلاه لبه دار فرنگی که بعدا به کلاه پهلوی مرسوم شد بر سر بگذارند .

—    3 / دمده یعنی از مد فتاده از رونق و اعتبار افتاده .

—    4 / منظور از شاه شهید ناصر الدین شاه است که به دست میرزا رضای کرمانی کشته شد .

—    5 / صنایع مستظرفه یهنی هنر های ظریف مانند نقاشی و مجسمه سازی ....

—    6 / معادل نیروی انتظامی امروز است .

 

 

 

—    ما سرمون از پشت هم چشم داره / ما بر همه چیز احاطه داریم .

—    سنگینی نفس / پیر شدن   . سردی استاد از سنگینی نفسش پیداست / ارایه طنز

—    ملول / نگران  و تکبر / غرور  و دست قدرت / صاحب قدرت  و  عوالم / دنیا   و بذل / بخشش و

—    طفلین / رشد عقلی نداشته اند  .بازی قهر و اشتی / اهل تسلیم .  . عدلیه / 3 دولت مقننه و مجریه و قضایه   . مجنون برای دنیا بی ضرر تر از جانی / خیلی از

—     جانی ها دچار جنون بودند .  سر خیلی ها ره به باد داده / باعث مرگ خیلی ها شده —    باب کردن / رواج دادن  . از دهن میفته / مزه اش از دهن میفتد .  به نیش کشید / به دندان کشید

—    دندان کباب خوری ندارم خوراک من نان و ماسته / ارایه طنز مخفی  . گوشت بخور جون بگیری / برای نشان دادن قدرت .  باب دندون شاه گربه های قاجاریه / مطابق میل شاه قاجار

—    پهلوی با دندون ببر کباب میخوره / ارایه طنز .  ملک الموت / عزراییل  . شیشکه / گوسفند یک ساله  . خوابی برایش دیدم / نقشه ای برایش کشیده ام .  رب النوع / خدای درختان  . وجاهت / زیبایی  مهمل / بیهوده .  عبودیت / بندگی  .  تمثال / مجسمه  . شمایل / صورت 

—    خدمت گذاری / کنایه از انجام دادن  . رعشه / لرزش .  نشان حبس و تبعید را در سینه دارم / نشانه نترس بودن .  محشور / کسی که با دیگری حشر و نشر دارد .  خبط / کج رفتن 

 

 

گره گوری / افراد بد بخت و سیاه بخت . دست بر قضا / اتفاقا . مطاع / اطاعت شده  . به یه خراب شده ای امر محرمانه است / جای تبعید اهمیت ندارد نفس تبعید مهم است .

خود ازمایی / 1 / دو نمونه طنز در درس بیان کنید / سردی استاد از نفسش پیداست پیر شدی استاد . دندان کباب خوری ندارم خوراک من نان و ماسته . 

2 / با توجه به فیلم نامه شخصیت تدین را چگونه ارزیابی میکنید ؟ چاپلوس و ترسو و ریا کار

3 / نویسنده در این داستان از چند نوع زبان برای نشان دادن شخصیت ها استفاده میکند ؟ طنز و محاوره ای و امیانه

4 / نمونه ای از استبداد رضا خان و تملق درباریان را بیان کنید ؟ امروز تو این مملکت امر امر ماست . مجلس و عدلیه و دولت تعارفه . میتونیم امر کنیم همین فردا ریز و درشتتون رو ببرن زراعت تا قدر عافیت رو بدونین و سر عقل بیاین .  2 / گوشت بشه به تنتون انشاالله . 3 فقط افراد خوش منظر اجازه ی تشرف به خواب ملو کانه دارند . 

5 / کمال الملک با ذیدن قالیچه یار محمد چه کرد ؟ این کار او نشانه چیست ؟ کمال الملک به تابلوی خود و سپس به قالیچه نگاه می کند و تابلوی خود را از روی بوم بر می دارد و به زمین میگذارد و با اندوه به یار محمد میگوید / استاد تویی هنر این فرشه شاهکار این تابلوست  دریغ همه ی عمر که یک نظر به زیر پا نینداختم  هنر این ذوق گسترده است  شاهکار کار توست یار محمد نه کار من .